جوابی برای انسان هایی که نمی دانند بانو کیست؟
چشمهایت را آویزان کرده ای میانه ی صورتی که تماشایی ترین اتفاق جهان است
بانو دلم میخواهد از تو نگویم
اسمت را عوض کنم
دلم میخواهد دیگر بغض نکنم
خسته شده ام از بس هر کس مرا دیده است پرسیده است تو کیستی
و من جوابی نداشته ام
خسته ام از بس تو را اشتباهی گرفته اند میان ادم ها که هیچ شباهتی با من ندارند
بانو خسته ام
تو چشمهایت را آویزان کرده ای میان صورتی که تماشایی ترین صورت جهان است و حتی سر نمی چرخانی...
بانو خسته شده ام از بس گفته ام نگاهم نمیکنی
دستهایت را دریغ میکنی
و...
از بس گفته ام نیستی و پیدایت هم نمیشود
دیوانه ام کردی
اگر دیوانه پسندی از دیوانگی هم خوشم می اید
راستش را بگویم
دیوانگی با تو عالمی دارد به بزرگی
همین ندیدن ها و نشنیدن ها و نگرفتن ها
های
که دلم...
های که چشم هایت را آویزان کردی میانه صورتی که تماشایی ترین اتفاق جهان است
بانو دلم میخواهد از تو نگویم
اسمت را عوض کنم
دلم میخواهد دیگر بغض نکنم
خسته شده ام از بس هر کس مرا دیده است پرسیده است تو کیستی
و من جوابی نداشته ام
خسته ام از بس تو را اشتباهی گرفته اند میان ادم ها که هیچ شباهتی با من ندارند
بانو خسته ام
تو چشمهایت را آویزان کرده ای میان صورتی که تماشایی ترین صورت جهان است و حتی سر نمی چرخانی...
بانو خسته شده ام از بس گفته ام نگاهم نمیکنی
دستهایت را دریغ میکنی
و...
از بس گفته ام نیستی و پیدایت هم نمیشود
دیوانه ام کردی
اگر دیوانه پسندی از دیوانگی هم خوشم می اید
راستش را بگویم
دیوانگی با تو عالمی دارد به بزرگی
همین ندیدن ها و نشنیدن ها و نگرفتن ها
های
که دلم...
های که چشم هایت را آویزان کردی میانه صورتی که تماشایی ترین اتفاق جهان است
متن اقای ضیا هست که ظهر نوشتن
زیباست بخونید ولذتشو ببرید
مواظب خوبیهامون باشیم
یاعلی
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16:29 توسط FATEMEH
|
به نام خدایی که خدایش خدای خیلی خوبیه!